تبليغاتX
العبد یدبر والله یقدر
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات
سید محمد خاتمی
سید میرحسین موسوی خامنه ای
مهدی کروبی
دید گاه دیگران
مبانی اصلاح طلبی

لینک دوستان
 پیه سوز
محمد
politic
دانش جوی سخت افزار
پیام همدانی مجرد
حاجی لندنی
تمهیدات
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  تابلوهای دوقلو

 

در ایام تعطیلات نوروز امسال سفری کوتاه به شهر زیبا وباستانی یزد داشتم،هدفم این بود در این سفر دور ازفضای خسته ی سیاسی نفس راحتی بکشم،از کناره گیری خاتمی بسیار آزرده شده بودم اما همچون صیدی در دام صیاد،زمانی که به یزد رسیدم،متوجه شدم که دراین ایام هم مرا گزیر وگریزی از سیاست نیست.واکنون در زادگاه کسی هستم که می خواستم چند روزی خاطره ی انصرافش را فراموش کنم،نجابت خاتمی آن قدر برایم جذابیت دارد که نمی توانم به یزد بروم اما زادگاه او وخانه ی پدری اش را در اردکان نبینم.خصوصا که اولین سفرم هم باشد.پس ازبازدید از خانه ی با صفای پدری پیشوای اصلاحات،دیدن معبد زیبای زرتشتیان(چک چک)در دل کوه های اردکان،لذت این سفر را صد چندان می کرد که شور بختانه با پارچه نوشته های نیروی انتظامی مواجه شدم که:

ورود غیر زرتشتیان به معبد چک چک ممنوع است،وکسانی می توانند بروند که کارت ویژه ی زرتشتیان را داشته باشند.

اما آن چه موجب ذکر این خاطره شد،نصب دوتابلوی بزرگ سوارشده بر داربست های فلزی در ناحیه ی سمت راست درب ورودی (عمارت امیر چقماق)یزد بود.

وهمین تابلو دوقلو دستمایه ی درج پست تازه ی پیه سوزشد.

 

-تابلوی اول:پیش بینی کنید وجایزه بگیرید(رئیس جمهور دهم کیست؟!)

-تابلوی دوم:(دستاوردهای مشعشع دولت نهم!!!!!)

به عبارت دیگر اگر تابلوی سمت چپ راببینید برنده ی این جایزه اید!!!!!!!!!!!!!!!                  

             

             عکس را با گوشی موبایل گرفته ام وتاریخ دقیق آن۱۲/۱۰/۸۸می باشد.

مشاهده می فرمائید که هنوز فروردین است و3ماه چندروز مانده به انتخابات بیست و2خرداد.

این شب ها رسانه ی ملی(؟)چند دقیقه ای از وقت شریف وذی قیمت خود را به کاندیدا های ریاست جمهوری(به جز احمدی نژاد) می دهد وبه احمدی نژاد که می رسد به ذکر این جمله بسنده می کند که:دکتر احمدی نژاد امروز تبلیغات نداشت!!!!!

آفرین براین انصاف وبی طرفی،غیر از این هم انتظار نمی رفت.سایر کاندیدا ها که قدرتی ندارند نیاز دارند تبلیغات کنند

حتی اگر الگوی مصرف(؟)راهم اصلاح نکننداشکال ندارد.اما دولت خدوم،باید در شیوه ی تبلیغاتش هم الگوی مصرف را رعایت کند(مثل دوتابلوی دوقلوی فوق)

-این که بد دلان وبد خواهان این دولت که همه می دانیم از کجا خط می گیرند(از کجا؟)پخش تیزرهای تبلیغاتی میان برنامه ای سریال جومونگ(سریال غنی سازی شمشیر های...)و فراخوان سراسری توزیع سود مرحله ی دوم سهام عدالت از صدا وسیما،شتاب بالای دولت درصدور احکام جدید نظام هماهنگ کارکنان دولت در روزهای آغازین خرداد(؟)خصوصا فرهنگیان،توزیع پول وکارت سیبا در بین دانشجویان دختر و...را تحمل نمی کنند وبه محض این که دولت چنین خدمات شگرفی درروزهای پایانی (دوری اولش؟؟؟؟؟؟؟؟؟)انجام می دهد.را تبلیغات انتخاباتی می نامند بنامندگوش دولت به این حرف ها بدهکار نیست.  هرچه می خواهید داد بزنید که دولت برای مهرورزی ازکجاپول می آورد؟

سفر احمدی نژاد به زادگاهش که شهاب نیوز آن را استقبال سرد نامید،ورئیس دولت برای خدمت در

 این هوای گرم،سرما را به سمنان برد، حاضر نشد به خاطر سفر وزیر خارجه ی ایتالیا به تهران برگردد

(هرکس با ما کار دارد بیاد همونجایی که هستیم)واو هم عطای این سفر را به لقایش بخشید.

همان موقع سفر رئیس جمهور اوگاندا(یووری مویسونی)به مشهد سبب نشد استاندار محترم خراسان رضوی (محمدی زاده)(که همینطور اتفاقی وبدون قصد قربت120درصد رای درسال 76 در استان لرستان نصیب ناطق نوری کرد!!!!!!)با همه فرمانداران وبخشداران وچای ریزان وسهام کاران دراقصی نقاط نیشابور مشغول ابراز ارادت به بزرگان شهر(عطار وخیام وکمال الملک)تا فرهنگ دوستی این دولت را نشان دهد(اگر بد دلان نگویند حضور در روستاهای نیشابور وتوزیع سود سهام وسخنرانی در مورد انتخابات به عطار وخیام چه ربطی دارد؟؟؟؟؟)به مشهد برگردد واز بلند پایه ترین مقام دولتی یک کشور دوست وبرادر(آفریقایی)استقبال کند فقط وفقط به این خاطر بوده که:این برادر آفریقایی چند قدمی بردارد وباآمدن به نیشابور با مشاهیر شهر وعظمت فرهنگ ایرانی آشنا شود!!!!

اما این برادر که معرفت ندارد به دیدار با معاون استاندار رضایت می دهد وبه آن چه می خواهد

می رسدو....

همه ی آن چه در بالا ذکر شد که این دولت اگر می گوید دولت ها تاکنون 8ساله بوده اند ومثلا خاتمی 12سال است محبوب ترین است پس ما هم 8سال رئیس جمهورترین خواهیم شد(؟)نظر سنجی های (ما)هم نشان می دهد.

کنار هم قرار گرفتن آن دو تابلوی دوقلو وتبلیغات گسترده ی سفره پروری و....همه وهمه به هر چیز ربط داشته باشد به (روانشناسی)ربط ندارد.اگر می بینید این دولت از انتقاد ها برآشفته نمی شود(؟ )و24ساعت بعد از انتشار مجدد روزنامه ی یاس نو  ارگان بزرگترین حزب منتقد دولت(مشارکت)آن را توقیف می کند،این ها نشان می دهد دولت اصلا نگران شکست در انتخابات نیست.پس ای ناراضیان وای منتقدان به خود آیید واز جمعه ی بیست و2خرداد به خوبی استفاده کنید.به خارج شهر بروید و

رای ندهید که ما برایتان رای می دهیم.رای دادنییییییییی!!!!!!!!!!!!!

مگر مانگفتیم اگر نفت 5دلار هم بشود ما می توا نیم پس می توانیم.کی گفته طلایی ترین دوره ی هر رئیس جمهور دوره ی اولشه؟؟

ما در دوره ی دوم چون می خواهیم دوره ی سوم هم با تاسی از برادر دیگرمان(چاوز)به شما خدمت کنیم،اگر نفت ما را نخرندیا به ۵دلار بخرند وبنزین هم ندهندبهتر وبیشتر از این دوره سفره هارا پر کنیم(؟)

مگر مانگفتیم اگر نفت 5دلار هم بشود ما می توا نیم پس می توانیم.کی گفته طلایی ترین دوره ی هر رئیس جمهور دوره ی اولش است.ما در دوره ی دوم چون می خواهیم دوره ی سوم هم با تاسی از برادر دیگرمان(چاوز)به شما خدمت کنیم،اگر نفت ما را نخرندیا به ۵دلار بخرند وبنزین هم ندهندبهتر وبیشتر از این دوره سفره هارا پر کنیم(؟)

  این پست سوراخ سنبه های زیادی داره سرک بکشید اما نظرتون در مورد نوشته های پیه سوز وتابلودوقلو باشه لطفا!!!!!!!!

ناگفته‌های تکان ‌دهنده پدر داماد احمدی‌نژاد درباره همه چیز رونخونید بهتره !!!!

چون وقتی خداکلمه ی طلاق رو می شنوه عرشش می لرزه!!!!!!!

 سالروز حماسه ی دوم خرداد برهمه ی ایران دوستان مبارکباد.

به امید تکرار حماسه ای باشکوهتر در بیست و۲خرداد۸۸

        موضوع:     نويسنده: پیه سوز  

  آیت الله موسوی خوئینی در دیدار با دانشجویان

آیت الله موسوی خوئینی در دیدار با دانشجویان حامی موسوی در دانشگاه علامه طباطبایی: نباید اسم انتقاد را اهانت به مقدسات گذاشت

مجمع: روز دوشنبه 14/2/1388 آیت الله موسوی خوئینی در دفتر مجمع روحانیون مبارز میزبان "دانشجویان حامی میرحسین موسوی در دانشگاه علامه طباطبایی" بود و به سوالات آنها پاسخ گفت. گزیده ای از سخنان ایشان:

خواست عموم اصلاح طلبان این است که یک کشور اسلامی، آباد، پیشرفته و آزاد داشته باشیم. اصلاح طلبان برای توسعه کشور هر کاری لازم باشد انجام می دهند و هر فداکاری که لازم باشد می کنند

اصولگرایان عقایدی را برای خود به عنوان اصل در نظر گرفته اند ومی گویند به هیچ عنوان از آنها عدول نمی کنیم و برایشان هم فرق نمی کند که کشور چه وضعی پیدا خواهد کرد. اگر کسی بگوید وضع اقتصادی ما بد است آنها می گویند عیبی ندارد مهم این است که ما از اصولمان عدول نکنیم. اگر بگویید با این اصول ممکن است اوضاع سیاسی کشور به هم بریزد و مشکلی ایجاد شود می گویند عیبی ندارد. اصول آن ها یک دسته عقاید دینی است که چنان برایشان قطعی است که هرکس خلاف آن بگوید کفر است و باطل. یعنی یک دسته عقاید را با استنباط خودشان چنان اصل می گیرند که به هیچ وجه از آن عدول نمی کنند حتی اگر کشور از دست برود. بحث ما با اصولگرایان این نیست که مسلمان باشیم یا نباشیم. اصلاح طلبان هم به دنبال کشور اسلامی هستند، اما کشوری که عقب مانده وفقیر باشد را به هیچ عنوان اسلامی نمی دانند. ما می خواهیم مسلمان باشیم اما مسلمان پیشرو و توسعه یافته، نه مسلمان عقب افتاده ای که فاصله اش با دنیای امروز یک فاصله تاریخی باشد. پس ما هم می خواهیم مسلمان باشیم و هم کشورمان اسلامی باشد. دین در کشور ما ریشه دار است اما نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت و نباید طوری بشود که نتوانیم در دنیا سربلند کنیم.

وقتی مهندس موسوی می گوید اصلاح طلبی هستم که به اصول مراجعه می کنم ، معنایش این است که به اصل حاکمیت مردم پایبند است. مهندس موسوی اعلام کرده است که با نظارت استصوابی مخالف است. چون این نظارت، رای ملت را نادیده می گیرد. اساسا انقلاب برای این انجام شد که نظر مردم لحاظ شود. اگر قرار بود دیگران برای مردم تعیین تکلیف کنند و نظر مردم کنار گذاشته شود نیازی به انقلاب نبود. مگر مردم با شاه چه مشکلی داشتند؟ آیا مشکل فقط این بود که اعلیحضرت نماز نمی خواند؟ مشکل اصلی این بود که شاه هم مردم را صاحب رای نمی دانست. او هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم.

شاه در مصاحبه ای گفته بود چون من پدر مردم ایران هستم تا زمانی که مردم به رشد سیاسی و فکری دست پیدا نکردند که صلاح خود را تشخیص دهند من به جای آن ها تصمیم می گیرم. در حالی که اگر قرار است اینگونه رفتار شود مردم هیچ گاه به رشد نمی رسند. به همین خاطر تصمیم گرفتند نظامی مردمی برپا کنند. حالا اگر قرار باشد میزان رای ملت نباشد، اصلا نیاز به آن همه رنج ها و مرارت ها و شهید دادن ها و انقلاب نبود.

خواست اصلاح طلبان این است که کشوری اسلامی، توسعه یافته، پیشرفته و مترقی داشته باشیم و مردم کشور حداقل، یک زندگی معمولی وانسانی داشته باشند و در این راه هرچیزی که مانع ایجاد می کند باید کنار گذاشته شود. اصولگرایان اما اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود.

تحقق عملی اصل مترقی «میزان رای ملت است» در گرو انتقاد آزاد از مسئولان است . اگر مردم نتوانند عملکرد مسئولان را نقد کنند چگونه می توانند نظرشان را اعلام کنند؟ نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست. آن برگه ها نتیجه نظر مردم است که در طول سال ها مطرح می شود. رای مردم در طول چندین سال بر اثر مباحثه ها و نقد ها شکل می گیرد و برای همین نباید به هیچ بهانه ای جلوی انتقاد را گرفت و در انتقاد کردن نباید استثنا قائل شویم. نمی شود بگوییم از دربان وزارتخانه می شود انتقاد کرد اما از خود وزیر نمی شود انتقاد کرد. نمی شود گفت از وزیر می شود انتقاد کرد اما از رئیس جمهور نمی شود انتقاد کرد. پذیرفتنی نیست عده ای بگویند از رئیس جمهور می شود انتقاد کرد اما از رهبری نباید انتقاد کرد . می گویند رهبری یک اصل است و باید حریم رهبری را حفظ کرد. این را ما هم قبول داریم. نه فقط حریم رهبری بلکه حریم هر صاحب مقامی باید حفظ شود. همه احترام دارند و حرمت همه مسئولان باید حفظ شود چون حفظ حرمت آنان احترام به ملت است و احترام به انقلاب و کشور است، اما این حفظ حرمت نباید آنقدر اصل گرفته شود، به طوری که جلوی نقد گرفته شده و اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود. همه مسئولان کشور قابل نقد اند. اگر جلوی انتقاد گرفته شود، از مردم چه انتظاری داریم که پای صندوق بیایند و رای بدهند و رای آنان بر اساس تحلیل و درک صحیح مسائل کشور و تمیز مصالح از مفاسد باشد؟ اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند! اگر قرار است با درک درست از شرایط کشور رای داده شود لازمه اش این است که همه نقد شوند. اگر ما تصور کنیم که فقط در این کشور بعضی ها هستند که اشتباه می کنند اما بعضی ها هرگز اشتباه نمی کنند خلاف اصلاح طلبی است. همه احتیاج به نقد دارند. همه مردم از عادی ترین فرد تا عالی ترین مقام کشور باید قبول کنند که اشتباه می کنند و نیاز دارند که اشتباهات یادآوری شود و این اشتباهات باید اصلاح شود.

اگر این اصل پذیرفته شود که « میزان رای ملت است » ، باید تمام اقتضائات آنرا پذیرفت و در این راه هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست. اصل سوم از نظر اصلاح طلبان این است که همه چیز باید بر محور قانون باشد.

اصلاح طلبان دیندار هستند اما معتقدند کسانی که دین ندارند هم باید حرف خود را بزنند چون در نهایت این مباحث به نفع دین تمام می شود. پس اصل چهارم در اصلاح طلبی آزادی مخالفان در اظهار عقاید است .

هرچند اصلاح طلبان باید صف خود را از دین ستیزان جدا کنند اما این به معنای نابود کردن آنها نیست.

عدم حضور در صحنه هیچ مشکلی را حل نمی کند . بعضی ها فکر می کنند اگر در انتخابات حاضر نشوند تمام محاسبات و معادلات مخالفان را به هم می ریزند، اما اینگونه نیست. کسی که در صحنه سیاسی کشور حاضر نشود فراموش می شود.

واما سوال شما درباره پرونده هسته ای ایران . تصور عده ای بر این است که تاکید ایران بر دستیابی به انرژی هسته ای منجر به این بحران شده است اما اینگونه نیست. در زمان آقای خاتمی ایران راه خود را ادامه می داد و چنین بحرانی هم به وجود نیامد و پرونده به شورای امنیت هم نرفت. متاسفانه بعد از پایان دولت خاتمی، دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد.

اکنون مشکل ما این است که در کنار پرونده هسته ای کارها و اظهارنظرهایی انجام شده که مشکلاتی برای پرونده هسته ای ایجاد کرده است. این رفتارمسئولان ایران، باعث شده تا برای جهان سوظن ایجاد شود. دولت نهم از یک طرف قسم حضرت عباس می خورد اما از طرف دیگر دم خروس هم از جیبش پیدا است. از یک طرف می گویند با دنیا جنگ و دعوا نداریم و دنبال بمب اتمی نیستیم اما از طرف دیگر حرف از تغییر مدیریت جهان و هدایت دنیا برای جنگ با دشمنان می زنند. حرف ها و شعارهای طرح شده البته مصرف داخلی دارد و مسائلی مطرح می شود تا در داخل نظر مردم جلب شود، اما آمریکائی ها گمان می کنند لابد این صحبت ها جدی است و ایران در مسیر تغییر مدیریت جهانی دنبال بمب اتم است. این آقایان سعی می کنند برای لاپوشانی اشتباهات خود تمام مسائل را به غنی سازی گره بزنند اما اینگونه نیست. بسیاری از این حساسیت های غرب به خاطر اشتباهات و حرف های نابجا در حوزه های دیگر است که به انرژی هسته ای سرایت کرده است.

من معتقدم اگر طرف مقابل حاضر است با ما رابطه خوبی داشته باشد ما نیز باید در برابر آن اینگونه عمل کنیم اما باید دقت کرد که در این مسیر نه دست و پایمان را گم کنیم ونه سر سختی بیش از اندازه نشان دهیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که آمریکا دیگرآمریکای 30 سال پیش نیست باید با آن کنار آمد و پیام اوباما هم تا حدودی این امر را نشان داد.

حل این مسئله فقط به یک تدبیر عاقلانه نیاز دارد.

متن این پاسخها را در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید:

        موضوع: دید گاه دیگران     نويسنده: العبد     ادامه مطلب  

  انرژي انتخاباتي

انرژي انتخاباتي

 

 

اين بار انتخابات در ايران پر از انرژي است.چه اتفاق تازه اي رخ داده؟ انتخابات در ايران آزاد شده؟ شخصيت ‏خارق العاده اي در مسابقه وارد شده؟ اگر اينها اتفاق نيفتاده انرژي از کدام منبع تامين مي شود و چرا چنين است؟

چهره هاي حاضر درانتخابات همان چهره هائي هستند که سي سال است در جنگ و صلح پست و مقام دارند و ‏همواره در صحنه سياست کشور حضور داشته اند. با اين وصف فضاي انتخاباتي ايران با تاريخ سي ساله انقلاب ‏فرق دارد.شخصيت هاي هميشه حاضر در صحنه حرفهائي مي زنند که تازگي دارد. حرفها با قد و قواره نامزدها ‏و محدوده اي که بايد در آن کار کنند نمي خواند.تازگي حرفها و حديث ها چنان است که بدون اميدواري نسبت به ‏اجراي آن موج ايجاد مي کند.حتي خاتمي که ظاهرا به اراده خود از صحنه خارج شد کاشف به عمل مي آيد که ‏پيغامي دريافت کرده و در اجراي پيغام صحنه را ترک کرده است. گزارش هاي اقتصادي که کارشناسان تدوين ‏مي کنند از تخلفات دولت نهم خبر مي دهد که رئيس آن دولت داعيه نامزدي در انتخابات را دارد. گزارش ها از ‏سانسور عبور کرده، انتشار مي يابد و به انتخابات وجهه علمي بخشيده، از غلظت شعاري آن مي کاهد.‏

هرگز نامزدها در انتخابات رئيس جمهور اين چنين صريح سخن نمي گفتند و به کجرويهاي يکديگراشاره نمي ‏کردند. ورود به علل و عوامل مرگ زنده ياد سعيدي سيرجاني و مانند آن در رقابت هاي انتخاباتي مرسوم نبود. ‏هرگز نامزدي به احتمال تقلب در انتخابات اصرارنمي ورزيد و براي ايجاد کميته صيانت از آرا مردم و پيشگيري ‏از تقلب خطر نمي کرد.صدا و سيما سالهاي سال است بي دغدغه خاطر تمام قد در خدمت يک نامزد قرار مي ‏گيرد.اين سازمان گردن کلفت دولتي در انتخابات سالهاي سکوت و رکود نديده بود جمعيتي معترض دورش حلقه ‏بزنند و بخواهند تا حساب پس بدهد و از صرف بي دريغ بودجه کشور براي تبليغ يک نامزد خاص خود داري ‏کند.هرگز حريم کبريائي حسين شريعتمداري از سوي يکي از بزرگان انقلاب ويکي از برادران ديني و سياسي اش ‏به گونه اي غير قابل جبران دريده نشده بود.‏

همه اينها و بسيار تازگي هاي ديگر را شاهد شده ايم، بي آنکه انتظا رش راداشته باشيم.زنان و دانشجويان ايراني ‏به گونه ديگري با اين انتخابات برخورد مي کنند. زنان بر مطالبات تاکيد دارند، دانشجويان انتخابات را ازهر ‏زاويه بررسي کرده و به نقد مي گذارند. دريک رويداد غيرمنتظره رهبر در نفي دستور رئيس جمهوري که ‏همواره او را تقدير کرده دستور داده است و جمعي از اصولگرايان از ميرحسين موسوي که وابستگي رسمي به ‏اصولگرايان ندارد حمايت کرده اند. ‏

هر اندازه بدبين و دلزده باشيم نمي توانيم اين رويداد ها

را ناگفته بگذاريم و بگذريم.‏

در بررسي رخدادهاي انتخاباتي آينده نگري از گذشته دشوارترشده است. زد و خوردهائي چنان جدي در جمع ‏برادران ديني و دولتي نمي تواند فرجام آرام و موزوني داشته باشد. مي شود خوش بينانه گفت دموکراسي دارد از ‏پنجره وارد مي شود و خود را به مخالفانش تحميل مي کند. از طرفي نمي توان اميد بست که جنگ تن به تن ‏برادران خوش عاقبت باشد و آنها با همان متانتي که در ذات دموکراسي است نتيجه انتخابات را به فرض صحت ‏بپذيرند و دست يکديگر را بفشارند.احتمال خطر را نبايد از نظر دور داشت.‏

وقتي نظام سياسي ظرفيت هاي کافي براي هدايت انرژي انتخاباتي در مسيردموکراسي ندارد، در فقدان احزاب ‏مستقل سياسي، در فقدان راديو تلويزيون مستقل، در فقدان مطبوعات آزاد و انتخابات آزاد هر يک از نامزدها که ‏بازنده بشود، خود و تمام ايل و تبار و همراهانش کمر به نابودي برنده و ايل و تبارش مي بندند. سيال شدن انرژي ‏در فضاي سياسي غيردموکراتيک جز اين ثمري ندارد. با وجود دغدغه هاي فکري هنوز پرتو اميدي سوسو مي ‏زند.

وشايد برخلاف نگراني ها دموکراسي به جاي در از پنجره و ارد بشود!‏

مهرانگيز کار - چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 [2009.05.06]

http://www.roozonline.com


 

        موضوع:     نويسنده: پیه سوز  

  نامه مشترک موسوی و کروبی به دبیر شورای نگهبان

دبیر محترم شورای نگهبان

باسلام

احتراماً، با توجه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در تاریخ بیست و دوم خرداد 88 و با عنایت به اصول هشتم و پنجاه و ششم قانون اساسی، ناظر به حق نظارت عمومی مردم بر حکومت و همچنین حق حاکمیت مردم بر سرنوشت اجتماعی خویش، و با استناد به مواد 47 و 39 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری و استفاده از عنوان "معتمدین محلی" در قانون مذکور، در تعیین "هیأتهای اجرایی" و "اعضاء شعب اخذ رأی"، که گویای تأکید قانون‌گذار بر حق نظارت مردم بر انتخابات و نحوه تعیین سرنوشت خویش است، انتظار می‌رود شورای محترم نگهبان و مجموعه وزارت کشور زمینه‌ای فراهم نمایند تا در گزینش و دعوت از ناظرین شورای نگهبان و همچنین "معتمدین هیئت‌های اجرایی" و "اعضای شعب اخذ رأی" حتی‌الامکان از چهره‌های مستقل و اشخاص موجه و شناخته‌شده (که بهترین مصادیق برای عنوان معتمدین محلی هستند ) استفاده گردد. طبیعی است در صورت کمبود چهره‌های مستقل در برخی حوزه‌ها می‌توان از اشخاص با گرایش سیاسی اما به طور متعادل ( و نه فقط از یک سلیقه سیاسی ) بهره جست .

تردیدی نیست که با توجه به همسویی زیاد گروههای نظارتی و اجرایی در این دوره ، چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیش از پیش مورد توجه افکار عمومی و آحاد مردم خواهد بود، از این رو انتظار می‌رود با انتخاب بی‌طرفانه معتمدین و ناظرین از سوی وزارت کشور و شورای نگهبان به این حساسیت واکنش مناسب نشان داده شود و سنگ بنای محکمی برای برگزاری یک انتخابات سالم و بی‌شائبه که شایسته نظام مردم‌سالار و خواست همه مسئولان و آحاد مردم است گذاشته شود و با تکیه بر چنین بنای محکمی است که شاهد حضور انتخاباتی پرشور و فعال مردم نیز خواهیم بود .

در این خصوص از همه چهره‌های مستقل و شناخته‌شده در سرتاسر کشور نیز درخواست می‌نماییم، با پی‌گیری مجدانه و حساسیت نسبت به نحوه گزینش و انتخاب ناظرین و مجریان انتخابات، تلاش نمایند با حضور و عضویت در ارکان مذکور، در برگزاری انتخاباتی سالم و باشکوه سهیم گردند .

میرحسین موسوی - مهدی کروبی

        موضوع: سید میرحسین موسوی خامنه ای     نويسنده: العبد  

  نامه بی‌سابقه کروبی به حسین شریعتمداری و کیهان نشینان
 نامه ی بسیار تند مهدی کروبی به مدیرمسئول

 روزنامه ی کیهان معروف به توپخانه

روزنامه اعتماد ملی- شنبه 12 اردیبهشت 88

ميدانم كه در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. مگر شما چه كاره‌ايد و چه جايگاهي داريد؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيت دار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟
 
..............
مرا به بي سوادي متهم كرده‌ايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خوانده ايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانش آموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد.
 
..............
 
 آيا صهيونيستها از اينكه درايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضي ترند يا اينكه يك روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازات‌ها شود؟
 
 
 آقای کروبی از شریعتمداری پرسیده اند(  مگر شما چه كاره‌ايد و چه جايگاهي داريد؟ )
شریعتمداری نماینده ی ولی فقیه در روزنامه ی کیهان است.شریعتمداری به برادر حسین وبازجو هم شهرت دارد.روزنامه کیهان به روزنامه ی (خبرویژه)هم شهرت داردواز ورود به حریم خصوص افرادهم ابایی ندارد(توضیح نویسنده)
پیشینه خبر: روزنامه کیهان چه نوشته بود؟
کیهان در شماره چهارشنبه گذشته خود با انتشار دو مطلب یکی در قالب سرمقاله و دیگری در قالب ستون طنز «گفت و شنود» به مهدی کروبی تاخت. با آن که سرمقاله کیهان در آن روز از لحنی تند و گزنده و گاه موهن برخوردار بود؛ اما ستون طنز این روزنامه نمونه‌ای تمام‌عیار از آن چیزی است که این روزها «تخریب انتخاباتی» خوانده می شود و از سوی تمام بزرگان و مراجع به صراحت مذموم شناخته شده است.

متن کامل ستون گفت و شنود آن روز کیهان علیه مهدی کروبی به شرح زیر بود:

سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا...
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم! 
 
متن کامل نامه بسیار تند وخواندنی کروبی را در ادامه ی مطلب بخوانید
 
برگرفته از:سایت اصولگرای شهاب نیوز
        موضوع:     نويسنده: پیه سوز     ادامه مطلب  

  فرهنگ جنسی(نامه ای به میر حسین موسوی)

جناب مهندس میرحسین موسوی

سلام بر شما باد

زمانی که جنابعالی با پرونده ای درخشان از سیاست فاصله گرفتید، بنده کودکی شیرخواره بودم و دوران کودکی و نوجوانی ام مصادف با بیست سال سکوت شما گذشته است، با این وجود شنیدن نامتان به عنوان نامزد انتخابات برایم بسیار امیدبخش بود، دلیل بنده برای گرایشم به شما بیش از آنکه مدیریت کم نظیر و صداقت جنابعالی باشد، شنیدن سخن خالی از آرایش مردم ساده دل در مورد حضرتعالی است.

جناب میرحسین موسوی

فرهنگ جنسی کشور سالهاست که در حال میل از یک فرهنگ جنسی محدودیت گرا به فرهنگ جنسی آزادی گرای غرب است، حال آنکه نه محدودیت های اضافی پاسخگو است و نه آزادی های بیش از نیاز، بلکه ما نیازمند ایجاد تعادل در فرهنگ جنسی جامعه هستیم.

این موج فرهنگی در اکثر اوقات به شایستگی مدیریت نشده است و طرح های دولت و مجلس و ... عموما طرح هایی ریز بوده اند که فقط به یک جنبه از فرهنگ جنسی پرداخته و شاید هیچگاه با دیدی کلی گرا به ساختار فرهنگ جنسی جامعه نگاه نکرده اند.

می توان فرهنگ جنسی را به زیست بوم(اکوسیستم) موجود در یک محیط زیست تشبیه کرد، اگر موش را از زیست بوم حذف کنیم، زندگی خورندگان موش و خوراک های موش دچار اختلال شده و به طبع آن زندگی سایر جانداران نیز دچار تغییر می شود، حال اگر یک کارشناس ِ موش ندیده پس از انقراض نسل موش ها به جنگل بیاید و خواهان رفع مشکل باشد، ممکن است طرح های زیادی اجرا کند تا مشکل را حل نماید اما هر بار با حل یک مشکل دو مشکل دیگر اضافه می کند، هیچگاه مشکل آن زیست بوم به طور کامل حل نخواهد شد مگر آنگه مجددا به میزان کافی موش وارد آن زیست بوم گردد.

پدیده نادر در فرهنگ جنسی ما، وجود عشق در روابط جنسی است.

جناب میرحسین موسوی

همانطور که مستحضرید بلوغ یعنی تکامل نیاز جنسی در افراد، و ازدواج پاسخی مناسب به این نیاز است، اما فرهنگ جنسی نامتعادل حاکم بر ملت ایران بین نیاز(بلوغ) و پاسخ صحیح(ازدواج) به آن چندین سال فاصله انداخته است، تا چند سال پیش که هنوز فساد جنسی در ظاهر رفتاری دختران و پسران جوان منعکس نشده بود، برخی تصور می کردند که خلاءِ چندیدن ساله ی بین نیاز و پاسخ را می توان به راحتی با روزه گرفتن، نماز خواندن، مسجد رفتن و .... پرکرد.

اما این تصورات شعار مانند هیچ گاه عملی نبوده، نیست و نخواهد بود، و در عمل خلاءِ به وجود آمده بین بلوغ و ازدواج با روابط ناصحیح پر شد.

برخی بر این باورند که می بایست به جای پر کردن خلاء، آن را از بین برد، در واقع سن ازدواج را تا سن بلوغ کاهش داد.

و همچنین تصور می کنند که اگر موانع ازدواج(مسکن، شغل، جهاز و مهریه و...) از سر راه جوانان برداشته شود، سن ازدواج به سن بلوغ رسیده و مشکل حل می شود، اما در عمل هیچ گاه تلاش ها برای برداشتن این موانع به ثمر ننشست و از طرفی مشاهده می شود که سن ازدواج در اقشار پر درآمد جامعه که مشکلات اقتصادی مانعی برای ازدواجشان نیست به مراتب بالاتر است، همچنین نمی توان نادیده گرفت که نوجوانی که تازه به بلوغ رسیده توانایی لازم را جهت انتخاب همسری برای یک عمر زندگی ندارد چرا که اصولا هویت آدمی در نوجوانی در حال شکل گرفتن است و عقاید افراد زمانی که به سن جوانی می رسند متفاوت از عقاید شکل نگرفته ی آنها در سن نوجوانی است و این مساله خود باعث می گردد احتمال اینکه جوان از انتخاب خود در دوران نوجوانی پشیمان شود، بالا رود.

اما واقعا راه حل چیست؟

آیا باید روابط بی قاعده ی جنسی بین نوجوانان وجوانان، را به عنوان پاسخگوی موقت به نیاز های جنسی قبل از ازدواج، پذیرا باشیم؟

اگر امروز این سوال را از مردم بپرسید نه تنها هزار کارشناس از گوشه و کنار کشور پاسخی برای سوال ارائه خواهند داد بلکه حتی غیر کارشناسان نیز هر کدام پاسخی متفاوت ارائه می دهند، وقتی کسی نظری می دهد یعنی در مورد مساله اندیشیده است و دغدغه ی حل مشکلات جنسی کشور را داشته است، این دغدغه ها فرصتی گرانبهاست که امروز به یک تهدید مبدل گشته چرا که هر روز طرح هایی از افراد یا گروههای مختلف برای اصلاح فرهنگ جنسی ارائه شده و بدون آنکه به میزان کافی در مورد نتیجه بخش بودن آن تحقیق شود به عرصه ی عمل آمده و پس از مدتی فراموش می گردد.

جناب میرحسین موسوی

بنده ی حقیر نامه ننوشته ام که برای رفع عدم تعادل در فرهنگ جنسی کشور راه حل ارائه دهم، بنده نیز به عنوان یک شهروند در مورد این موضوع دغدغه داشته و با ذهن ناقص خود اندیشیده ام، چند سالی است که وبلاگ نویس در این امور بوده و در فعالیت های مختلف شرکت داشته ام، اما این مشکل، مشکلی نیست که با طرحی برخواسته از یک ذهن به سادگی حل گردد.

مساله ی فرهنگ جنسی مانند مساله ی تولید یک کالای صنعتی نیست که بتوانیم چشم بسته و بی توجه به شرایط بومی کشور از غرب تقلید کرده و مدعی حل مشکل گردیم، این معضل آن پیچیده مشکلی است که غرب را نیز سر در گم کرده است، بنابراین نه تنها کشور ما بلکه بشریت در این مورد شدیدا محتاج تولید علم است.

تصور بنده آن است که چنانچه رشته ای تحصیلی در مورد علوم جنسی در دانشگاههای کشور بنیان نهاده شود، بتوان در سالهای آینده قدمی موثر در این راه برداشت، همچنین ما نیازمند یک موسسه ی تحقیقاتی قدرتمند در رابطه با فرهنگ جنسی هستیم، نه موسسه ای که به محض تشکیل برای ایجاد تعادل در فرهنگ جنسی طرح ارائه دهد، ما نیازمند موسسه ای هستیم که لااقل چند سال متوالی بر کارهای پژوهشی تمرکز نماید، تا بتواند پس از آن با عنایت به فرهنگ بومی کشور که با فرهنگ اسلام در آمیخته است، الگویی برای فرهنگ جنسی تدوین کرده و سپس به طرحهایی برای پیاده سازی الگو بیاندیشد.

جناب میرحسین موسوی

مردم ما به شدت از عدم آگاهی های جنسی رنج برده و در عذابند، صدا و سیما به دلایلی که می توان برخی از آنها را معقول دانست در توسعه ی آگاهی های جنسی مشارکت گسترده ای نداشته و ندارد، می توان به جرئت گفت در چند سال اخیر اینترنت نقش به سزایی در افزایش آگاهی های جنسی مردم به خصوص قشر جوان داشته است، اما متاسفانه اینترنت محیط امنی برای انتشار آگاهی های جنسی به شمار نمی رود، چراکه معمولا مسئولین فیلترینگ کشور تفاوتی بین سایت های جنسی آموزشی و سایت های جنسی غیراخلاقی قائل نمی شوند، باید رویه ی فیلتر از حالت بی منطقی خارج شده و از طرفی مقدمات ایجاد یک پایگاه اینترنتی قدرتمند در زمینه ی توسعه ی آگاهی های جنسی فراهم گردد، پایگاهی که اندیشمندان و کارشناسان این عرصه بتوانند در آن حاصل تفکر و تحقیقات خویش را با مردم به اشتراک بگذارند.

از جنابعالی خواهشمندم که چنانچه به امید خدا در انتخابات پیش رو به پیروزی دست یافتید، دوره ی غفلت از فرهنگ جنسی و نیازهای جوانان را با تدابیر کم نظیر خود به پایان برسانید که بسیاری از جوانان ما بیش از آنکه قربانی فقر اقتصادی باشند قربانی فقر فرهنگی و عدم آگاهی های جنسی اند.

با تشکر از جنابعالی، حمید توکلی کرمانی


دوست عزیزمان در این باره مطلبی نوشته اند که از ایشون متشکریم! در زیل مطلب ایشون را آورده ایم.

العبد: آقای موسوی به معضل فرهنگی جنسی کشور بیاندیشید!

دوست مهربانم العبد عزیز، طی نامه‌ای خطاب به موسوی درباره مشکل فرهنگ جنسی کشور نوشته، بد ندیدم که نظرم را در این باره قلمی کنم. در واقع، این یکی از مسائلی بوده که همواره در گوشه ذهن من نیز حضور داشته؛ و آیا بشر به تنهایی قادر به پاسخ گفتن به آن است؟ درک بشر با نگاه انسان‌محور نهایتاً به نسبیت در تمام سطوح می‌انجامد، هیچ پاسخ درخشانی در کار نیست. اما، از منظر معنوی پاسخی را می‌توان جستجو کرد.

خوشبختانه برای کسانی که به سمت خداوند بی‌پیرایه سنت و منیت حرکت می‌کنند، ، خداوند نیز مداخله می‌کند و در مسیر فهم مسائل چشم‌اندازهایی برای حرکت به سمت صحت می‌گشاید.

دوست عزیز، جنسیت در انسان با دیگر مخلوقات فرق ماهوی دارد. بگذار از دو مسیر برایت مسئله را باز کنم:

درک قرآنی:

و اگر نمی‌توانید عدالت را برقرار کنید، به همسرتان قناعت کنید، ولو کنیزتان باشد! آیات قرآن را باید با نگاهی شرع‌شکن و محتوی بین نگریست و تحلیل کرد. این آیه به وضوح نشان می‌دهد که فرد در برابر همسرش باید نگاهی عدالت‌ورز داشته باشد و پایه‌ای‌ترین حسی که یک انسان در مسائل جنسی دارد، حضور عشق و تک‌همسری است. دوست خوبم، تعدد زوجات در قرآن بنا به دلایل اجتماعی و زمانی وضع شده و شریعت قرآن رفتار دیالکتیکی خاص خود برای حذف آن را همانند قضیه برده‌داری در خود مستتر دارد.

درک رویایی:

باعث خوشبختی است که خداوند به من حقیر توان رویا‌بینی بخشیده و بسیاری از مسائل را از این طریق برایم همچون حل‌المسائل پاسخ می‌دهد. به خاطر دارم شمای مردی نوری تیره را دیدم که دو زن کاملا یکسان در آغوشش بودند و دست‌ها را به دو طرف سینه خود گرفته سخت در آغوش او خود را می‌فشردند. در این بین، یکی از این دو زن که پشتشان به من بود، با آرنج ضربه‌ای به دیگری نواخت و باز در آغوش مرد فرو رفت. دو موجود کاملاً همسان و هر دو در آغوش مرد، اما تنش وجود دارد، زیرا در آن درون انسان میل جنسی پدیدآورنده جوهره نابی به نام عشق است و عشق هیچگاه دوگانگی را تاب ندارد.

و این حرفی است که دکتر جانگری سرشناس، که پی‌اچ‌دی روانشناسی در حوزه سکس را دارد، با صراحت عنوان می‌کند. ما نیازمند وفاداری عاشقانه هستیم و در کنار آن نیز البته چه فرد متاهل و چه مجرد آن زمان که نیاز داشت باید بتواند با وجدانی آسوده خودارضایی کند، زیرا این روشی بسیار معقول و صحیح برای رفع فشار ناشی از عدم دست‌رسی به هم‌خوابگی است.

 

        موضوع: دید گاه دیگران     نويسنده: العبد  

  جناب رئیس جمهور؛ كدام حماسه؟!

دوربان ۲سوئیس(دانشگاه کلمبیا۲) 

خوب چیه مگه(مردم حق ندارن دست به دماغشون بزنن؟؟)

مگر رسانه‌های داخلی ایران، همیشه ادعا نمی‌كنند كه تمامی كنفرانس‌های خبری و سخنرانی‌های مهم احمدی‌نژاد در داخل، موجب قطع برنامه عادی شبكه‌های بزرگ خبری در جهان می شود؟ پس چه ضرورتی دارد كه برای اعلام مواضع احمدی نژاد، او در اجلاسی شركت كند كه تنها سه كشور توگو، تیمور شرقی و مونته نگرو، در سطح رئیس حكومت در آن حاضر شده‌اند؟ 

 

 

پرتاب گوجه فرنگی نشانه ی ارزانی قیمت اونه پس ما می توانیم

نه تنها اقتصادایران ،بلکه بحران اقتصادی جهان راحل کنیم!!

پلاکاردهای موهن علیه آقای احمدی‌نژاد در تظاهرات حامیان اسرائیل

به من ربطی نداره (شهاب نیوز اصولگرا اینا روگذاشته!!)

جناب رئیس جمهور؛ كدام حماسه؟! راحتمادر ادامه ی مطلب بخونید

        موضوع:     نويسنده: پیه سوز     ادامه مطلب  

  مصطفي معين: با مهندس موسوي به نجات ايران اميدوارم

نوروز - دكتر مصطفي معين كانديداي اصلاح طلبان پيشرو در انتخابات نهمين دوره رياستجمهوري پس از ديدار صميمانه روز گذشته با مهندس ميرحسين موسوي طي بيانيه اي حمايت قاطع خود را از مهندس موسوي در انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد.
متن كامل اين بيانيه بدين شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحيم

ايران عزيز ايام حساسّي را پيش رو دارد و ملت شريف دوران سختي را سپري مي‌كند. كشورمان عليرغم برخورداري از مزيت‌هاي نسبي فراوان در زمينة استعدادهاي انساني، منابع طبيعي، جغرافياي سياسي، ميراث پرافتخار فرهنگي و تمدني و نيز كسب توانمندي‌هاي علمي و صنعتي و اقتصادي و جايگاه ممتاز بين‌المللي طي دوره‌هاي پس از انقلاب بويژه در دولت اصلاحات، اكنون شاهد افول اقتصاد و اقتدار ملي، تنزل جايگاه جهاني و بروز بحران‌هاي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي است.

به نظر مي‌رسد در ميان عوامل گوناگون، سوءمديريت و ساختار ناكارآمد قدرت اجرايي در پيدايش و گسترش و تعميق شكاف‌ها و آسيب‌ها و كاهش سرمايه اجتماعي بيشترين نقش را داشته است.

با تأملي كوتاه در چگونگي مديريت اجرايي كشور در چهار سال گذشته به وضوح مي‌توان آثار خودشيفتگي و خودمحوري، ناصداقتي و ظاهرگرايي، افراطي‌گري و تنگ‌نظري، خرافه‌گرايي و عوام‌زدگي، نخبه‌ستيزي و قانون‌گريزي را در تخريب سرمايه‌هاي مادي و معنوي كشور مشاهده كرد. تشديد فقر و بي‌عدالتي، تورم و بيكاري، فساد و اعتياد و محدوديت‌ آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي و فرار مغزها و سرمايه‌ها و تحقير ايران و ايراني در عرصة جهاني نتيجه اين دوران ناگوار است.

در اين شرايط حساس هر كس در هر حد از توانايي كه هست به حكم مسئوليت اخلاقي، انساني و اسلامي خود بايد به تلاش براي نجات ايران و حساسيت نسبت به سرنوشت مردم بينديشد و قدم در راه تحول و اصلاح وضع موجود گذارد. بر اين اساس من نيز كه تجربة اندك حضور و فعاليت در انتخابات سال 1376 و رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي و دولت اصلاحات و انتخابات دوره نهم رياست جمهوري را دارم، وظيفه مي‌دانم كه در اين زمينه نكاتي را به مردم شريف ايران بويژه نخبگان، روشنفكران، زنان، جوانان،‌ فعالان سياسي و مدني و عموم شهروندان ارجمندي كه در انتخابات نهم با حسن ظن خويش و حمايت و رأي به اينجانب در مسير پيشبرد اصلاحات مساعي فراواني را به انجام رسانيدند، عرضه دارم:

1. هر گونه اقدام در جهت استفاده تام و تمام از حق دخالت در تعيين سرنوشت و حق انتخاب، قدمي مؤثر و تعيين كننده در جهت برون‌رفت از بحران كنوني و نتيجتاً پيشبرد اصلاحات است. متقابلاً هر گونه انفعال و بي‌تفاوتي و مسئوليت‌گريزي كه منجر به عدم استفاده از اين حق و حضور مؤثر در صحنة انتخابات شود، گامي در جهت حفظ وضع موجود و موفقيت نامزدي خواهد بود كه در جايگاه رييس دولت با تكيه بر همه امكانات عمومي و ملي و استفادة بي‌حد و حصر از رسانه‌هاي ملي و عمومي خواهان برگزاري انتخاباتي عملاً با مشاركت حداقلي مردم و نخبگان است.

2. اكنون تلاش براي تضمين آزادي و سلامت انتخابات و اطلاع‌رساني و آگاهي‌بخشي به تودة مردمي كه زير فشار و محدوديت و در تنگناي معيشت‌اند، تحرك نخبگان سياسي، علمي و اجتماعي را در قبال جامعه و فعاليت و اجماع اصلاح‌طلبان براي انتخاب شايسته‌‌ترين،‌ كارآمدترين و مقبول‌ترين نامزد رياست جمهوري مي‌طلبد.

3. اينجانب حضور فداكارانه جناب آقاي خاتمي را در انتخابات دهم و اعلام مواضع صريح ايشان را جلوه‌اي از بزرگي انديشه، سلامت نفس و مسئوليت‌پذيري اين سرمايه ارزشمند ديني و ملي مي‌‌دانم و پيش از اين هم اعلام كرده بودم كه «اگر خاتمي با صراحت و صلابت و ايستادگي بر دفاع از حقوق مردم و مردم‌سالاري بيايد، من چون سال‌هاي 75 و 76 شهر به شهر سفر مي‌كنم و مردم را براي حضور در انتخابات و انتخاب چنين رييس‌جمهوري تشويق خواهم كرد.» اينك كه آن بزرگ با دلايلي موجه و منطقي از نامزدي در انتخابات انصراف داده‌اند و همگان را براي پيشبرد اصلاحات به حضوري آگاهانه و مؤثر در انتخابات و حمايت از نامزد شايسته و مقبول دعوت كرده‌اند،‌ من نيز با احترام به ديگر نامزدان اصلاح‌طلب، با شناخت ديرينه‌اي كه از مديريت و تجارب ارزنده،‌ مواضع روشن و واقع‌گرايانه و شخصيت صادق و وارستة جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي دارم،‌ حمايت تام و تمام خود را از نامزدي ايشان اعلام مي‌دارم.

4. از آنجا كه در انتخابات سال 76 به عنوان مسئول و سخنگوي شوراي هماهنگي گروه‌هاي خط امام (جبهه اصلاحات كنوني) وظيفة گفت‌وگو با جناب آقاي موسوي و ترغيب ايشان را براي حضور در انتخابات هفتم رياست جمهوري داشتم و پس از عدم قبول ايشان هم همين وظيفه را براي حضور جناب آقاي خاتمي پي گرفتم و بعد از پيروزي ايشان و تشكيل دولت اصلاحات نيز همواره شاهد همفكري‌ها و همكاري‌هاي ارزنده آقاي مهندس موسوي با جناب آقاي خاتمي و جريان اصلاحات بوده‌ام، در انتخابات نهم هم از ايشان مصرانه خواستم كه به صحنه بيايند و در عدم پذيرش اين خواست بود كه با دعوت گروه‌هاي سياسي اصلاح‌طلب خود را ملزم به قبول اين مسئوليت كردم و خداوند بزرگ را سپاس مي‌گزارم كه برغم همة بي‌ عدالتي‌هاي انتخاباتي و تنگناهاي سياسي به وظيفه ديني و ملي خود در آن زمان عمل نمودم.

بايد اذعان كنم كه اكنون حضور مهندس موسوي در انتخابات نه تنها براي اصلاح‌طلبان، بلكه براي عموم ملت ايران يك فرصت ارزنده است؛ او يك سرماية گرانقدر ملي است كه با تحرك فعالان سياسي و نخبگان فرهنگي و اجتماعي و نقش‌آفريني مؤثر اصلاح‌طلبان و شهروندان ايران زمين مي‌تواند پيروز واقعي انتخابات باشد. تحقق اين مهم، با استفاده از تجارب تلخ و شيرين انتخابات نهم و احساس مسئوليت و استفادة به موقع و حداكثري از فرصت‌هاي اندك پيش‌رو، قطعي است.

5. از جمله تجربه‌هاي تلخ انتخابات نهم، پراكندگي و تفرق‌ نظر و رأي اصلاح‌طلبان و ترديد و تأني فعالان سياسي و گروه‌هاي مرجع در تصميم‌‌گيري و حضور مؤثر در انتخابات و از جمله تجربه‌هاي شيرين آن طرح مسائل و خواسته‌‌هاي بنيادين جامعه از جمله تأكيد بر نگاه و رويكرد اخلاقي و علمي به سياست، عدالت در همه زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، قوميتي، مذهبي، جنسيتي و پيشبرد آزادي و دموكراسي و دفاع از همه حقوق شهروندي، لغو نظارت استصوابي، تأكيد بر حقوق بشر در همه عرصه‌ها، اصلاح قانون اساسي، توسعه علمي ايران، مديريت علمي كشور و صلح و تفاهم جهاني با تكيه بر منافع ملي بود. من امروز هم تكيه بر اين اصول و طرح آن‌ها را در قالب برنامه‌هاي روشن و عملي و قابل فهم براي عموم مردم، ضرورتي فراروي اين انتخابات مي‌دانم.

اين اصول و برنامه‌ها با هر مفهوم و تعبير گويايي كه مطرح شوند، پاسخي به نيازهاي واقعي جامعه ماست كه از تبعيض، سوء مديريت، فقدان آزادي، فقدان اخلاق و صداقت، گريز از قانون و برنامه‌ريزي و اتلاف منابع و سرمايه‌هاي اقتصادي، انساني، اجتماعي و فرهنگي كشور در رنج است.

خوشبختانه در ديدار و گفت‌وگوي ديروز با آقاي مهندس موسوي از ديدگاه‌ها، رويكردها و برنامه‌هاي روشن و عملي ايشان در اين زمينه‌ها اطمينان بيشتر يافتم و اميدوارم كه حضور و مشاركت همه نخبگان و فعالان و آحاد شهروندان در انتخابات دهم رياست جمهوري و حمايت بي‌دريغ از ايشان اميد به خروج از بحران، پيشبرد اصلاحات، بازگشت به برنامه‌هاي توسعه و در يك كلمه «نجات ايران» را بازگرداند. در اين راه با استعانت از خداوند و توكل بر او، بيش از همه به تلاش ارزنده و بي‌شائبه و مؤثر جوانان عزيز و دختران و پسران آگاه و فعال ايراني چشم اميد دارم.

دكتر مصطفي معين

        موضوع: دید گاه دیگران     نويسنده: العبد  

  کاندیدای بی صورت
...کسانی که به طعنه و تمسخر فعالیت انتخاباتی اصلاح‌طلبان را به «دلبستن به اصلاحات محدود پارلمانتاریستی» تعبیر می‌کردند، از این مسئله غافل بوده‌اند که تنها امکان بروز و عینیت یافتن جنبش را نادیده می‌گیرند. در عوض «تحریم منفعلانه» انتخابات در سال‌های گذشته بیشتر به پنهان‌سازی جنبش یاری رسانده است.

......................................................................................................

اگرچه خاتمی پروژه خود را نیمه‌کاره رها کرد و دست طرفدارانش را در پوست گردو گذاشت، اما می‌توان گفت که به نوعی کار خود را به انجام رسانده بود. او توانست گوشه‌ای از جنبش اجتماعی مردم را مرئی ساخته و به همگان نشان دهد که امکان عمل موثر در فضای بسته وجود دارد.

..........................................................................................................

لزوما شعار مترقی‌تر نشان‌دهنده مقبول‌تر بودن سراینده شعار در میان مردم نیست. در واقع امکان تعیین ضریب نفوذ برنامه‌ها و شعارها در جامعه برای جمع‌آوری رای بستگی به پارامترهای دیگری غیر از محتوای آن برنامه‌ها و شعارها دارد. به زبان ساده، هر کس که شعار تندتری بدهد لزوما رای بیشتری نمی‌آورد.

............................................................................................................

برخی از کاندیداها ممکن است از «رانت شعار» برخوردار باشند. یعنی از طرف حاکمیت این امکان به آن‌ها داده شود که هر شعاری که می‌خواهند (و بعضا بسیار رادیکال و تند) سر دهند اما کاندیدای دیگر به محض سر دادن همان شعارها به شدت مورد مواخذه قرار گیرد. معمولا کاندیدایی که مقبولیت مردمی کمتری دارد از چنین رانتی برخوردار می‌شود تا با سردادن شعارهای مترقی‌تر امکان اجماع بر سر کاندیدای محبوب‌تر را از بین ببرد.
...............................................................................................................

مکانیسم اجماع تدریجی برای انتخاب کاندیدای بی‌صورت، تاکتیکی عمل‌گرایانه و مختص شرایط دشوار مبارزه سیاسی با «بنیادگرایان» است. بدون شک در شرایط عادی برگزاری یک انتخابات کلاسیک و رقابتی، برنامه بر اجماع مقدم خواهد بود.

 

        موضوع:     نويسنده: پیه سوز     ادامه مطلب  

  ناطق نوری: میرحسین نه ایرادات خاتمی را دارد نه اشکالات احمدی‌نژاد را

برخی منابع، از حمایت ضمني حجت‌الاسلام و المسلمين علی‌اکبر ناطق نوری،‌ رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی و رئیس کنونی دفتر ‏بازرسی رهبر انقلاب از کاندیداتوری میرحسین موسوی خبر می‌دهند.‏

به گزارش خبرنگار «آینده»، براساس اخبار این منابع ، ناطق نوری که پیش از این ریاست شورای هماهنگی نیروهای انقلاب (جبهه ‏اصول‌گرایان) را در سراسر کشور برعهده داشت،‌ گفته ‌است كه در دیدار سید محمد خاتمی، ضمن انتقاد از کاندیداتوری ‏خاتمی اظهار کرده است: با وجود مهندس موسوی نیاز به کاندیداتوری شما نیست چرا که مهندس موسوی خوبی‌های شما را دارد اما ایرادات ‏شما را ندارد،‌ البته خوبی‌های احمدی‌نژاد را هم دارد بدون این که اشکالات او را داشته باشد.‏

ناطق نوری پایبندی مهندس موسوی به ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب، اخلاق، مردانگی و داشتن سعه صدر را ستوده و گفته است: زمانی که ‏من در دولت مهندس موسوی، وزارت کشور را برعهده داشتم و طبیعتاً مسئول برگزاری انتخابات مجلس بودم،‌ رئیس کل وقت بانک مرکزی ‏اظهاراتی درباره انتخابات کرد و من در واکنش به آن،‌ نامه‌ای نوشتم و به او تذکر دادم.

مهندس موسوی که از این نامه باخبر شده بود از من ‏برای نوشتن آن نامه انتقاد کرد و بنده در جلسه دولت گفتم که چون وزارت کشور مسئول برگزاری انتخابات است این کار رئيس بانک ‏مرکزی با عنوان مقام، خلاف قانون است و با وجود آن که مهندس موسوی و من از دو طیف سیاسی رقیب بودیم و ایشان مافوق بنده بودند، ‏در همان جمع وقتی که توضیحات مرا شنیدند قانع شدند و در جلوی سایر افراد از من عذرخواهی کردند که نشان‌دهنده پایبندی ایشان به ‏اخلاق و مردانگی است، امری که اکنون کمتر شاهد آن هستیم.‏
 
گفته می‌شود در جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران نیز ناطق نوری از حمایت این جامعه از کاندیداتوری احمدی‌نژاد به‌شدت ‏مخالفت كرده است.‏
        موضوع: دید گاه دیگران     نويسنده: العبد  

آخرين مطالب
» تابلوهای دوقلو
» آیت الله موسوی خوئینی در دیدار با دانشجویان
» انرژي انتخاباتي
» نامه مشترک موسوی و کروبی به دبیر شورای نگهبان
» نامه بی‌سابقه کروبی به حسین شریعتمداری و کیهان نشینان
» فرهنگ جنسی(نامه ای به میر حسین موسوی)
» جناب رئیس جمهور؛ كدام حماسه؟!
» مصطفي معين: با مهندس موسوي به نجات ايران اميدوارم
» کاندیدای بی صورت
» ناطق نوری: میرحسین نه ایرادات خاتمی را دارد نه اشکالات احمدی‌نژاد را

آرشيو
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387

لینکستان
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

العبد

<-blogid->

http://alabd.blogfa.com

العبد یدبر والله یقدر

العبد یدبر والله یقدر

العبد یدبر والله یقدر

ما برای روشن شدن فضا و تبین مبانی انقلابمان تلاش می کنیم

العبد یدبر والله یقدر

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog